پست ثابت

دسته بندی موضوعی وسایر موارد مربوط به قالب و لینکها در حال بروز رسانی و اصلاح هستند...

برای نوشتن مطالب شخصی و غیر مرتبط با موضوع این وبلاگ، به لحـــــظه‌ی کوتــــاه منتقل شدم

16- اگر از عمرمان دو روز باقی باشد چه بیاموزیم+ داستانک سلام نظامی+ تادّب مناسب چیست+ معجزه‌ی ادب

امام صادق (ع) :

" اِن اُجِّلْتَ فى عُمُرِكَ يَومَين فَاجْعَل اَحدَهما لادَبكَ لِتَسْتَعينَ بهِ على يَومِ مَوتكَ "

 

" اگر در عمرت دو روز مهلت داده شدى، يك روز آن را براى ادب خود قرار ده تا از آن

براى روز مردنت كمك بگيرى "

 

++ منبع: کافی ج 8 ، ص 150 ++



+مبتلا به نوشت:

مخاطب‌شناسی و ادب در بحث‌و گفتگو درفرهنگ امام‌رضا (ع) از زبان استاد رحیم‌پور ازغدی:

"... بحث دیگر مخاطب شناسی است. همه ی مردم تحمل درک همه ی مراتب حقیقت را ندارند،

چون ندارند نباید توهین کرد. باید مدارا کرد. نباید فراتر از ظرفیت معرفتی و شعور دینیشون حرف

بزنی. باید مراتبشان را رعایت کنی.

این هم تعلیم دیگر امام رضا (ع) هست. فرمودند هدف گیری صحیح و منطقی ذهن مردم،

هم زبانی و هم زمانی با مخاطب{را رعایت کنید}.

مخاطبت را بشناس. این زمانه رو بشناس. زبان او را بشناس. سبقت نگیر از شعور مخاطب

خودت. به تفاوت ها احترام بگذار. مردم تفاوت سطح اعتقادی و معرفتی و عقلانی دارند.

2 نوع (تبلیغ) هست دیگر. یکی اینه که بگی ما گفتیم و رفتیم. غلط کردید درست نفهمیدید!

می خواستید می فهمیدید!

یکی هم فرهنگ امام رضا (ع) هست. می فرمایند 2 مسئله داریم. یکی اون حرفی که میزنی و

یکی هم با کسی که داری حرف میزنی. گاهی شما یه چیزی میگویید، اما اون چیز دیگری را

برداشت میکند. او را بشناس . چون سخن تو مظروفه و ظرفش ذهن اوست. ظرفت را بشناس و

مناسب اون ظرف حرف بزن.......

نباید مخاطب بگوید: عجب! عجب حقایقی هست که ما نمی فهمیم! چقدر قلمبه سلمبه هست

اینها. ما هیچی نمی فهمیم! نباید مخاطب را از فهم حقیقت مایوس کرد. با عقل مردم

به قدر عقلانیتشان حرف بزنید. به تفاوتها احترام بگذارید.

ظرفیتهای معرفتی هر جامعه ای و هر دوره ای و هر فردی را بشناسید و آن را رعایت کنید."

 

++منبع: متن پیاده شده از کلیپ ++



+جالب نوشت:

داستانک طنز در باره ی ادب با عنوان" سلام نظامی" :

"ژنرال مغرور در خیابان سرباز ساده‌ای را دید که خونسرد و آرام از کنار او گذشت و ‏سلام نظامی

نداد.‏ ژنرال برگشت و با عصبانیت از سرباز پرسید: سرباز! به من بگو وقتی یک ژنرال و یک ‏سرباز

در خیابان یکدیگر را می‌بینند، کدام یک باید اول سلام بدهند؟

سرباز فکری کرد و گفت: هر کدام با ادب‌تر است! "

 

++منبع: تبیان ++

 

 

+اخلاقی نوشت:

درسی از درسهای عاشورا و حکایتی‌از تاثیر معجزه‌آسای ادب از زبان استادحسین‌انصاریان:

"انسانى كه داراى ادب درونى است، هرچند كه مرتكب تبهكارى شود، هرچند كه خود را گاهى

ببازد؛ ولى سرانجام آن ادب روحى او را از سقوط نجات خواهد داد.

در داستان حرّ بن يزيد رياحى مى‏خوانيم که اين مرد به عنوان مبارزه و دستگيرى حسين بن على

عليهما السلام و سپردن آن به دست خونخوار تاريخ بشرى يعنى «ابن زياد» بيرون آمد و در برابر

حسين عليه السلام قرار گرفت. آن چنان كه دو دشمن خونى رو در روى يكديگر مى‏ايستند، بر

سر راهش ايستاد.

هنگام نماز حسين عليه السلام فرمود: تو برو يك طرف و با لشكرت نماز بخوان تا ما نيز نماز

خود را بخوانيم حرّ گفت: شما جلو بايست تا نمازمان را به امامت تو بخوانيم. حر بن يزيد آن روز

نماز را پشت ‏سر حسين بن على عليهما السلام خواند، سپس هنگامى كه امام عليه السلام

قصد حركت داشت حرّ بن يزيد مخالفت كرد و حسين عليه السلام با جمله تندى (مادر به عزايت

گريه كند) حرّ را مخاطب قرار داد.

حرّ بن يزيد بدون كوچكترين جسارتى گفت: شما می‌توانيد به من اين جمله را بگوييد؛ ولى من با

نظر به شخصيت شما نمی‌‏توانم چنين جمله را بگويم؟

اين ادب روحى و اين شخصيت عالى حرّ بن يزيد باعث شد كه در روز خونين دشت نينوا سرانجام

حقيقت را تشخيص داده و از پايين‏ترين درجه به بالاترين درجه ترقى كرده و جانب حسين

عليه السلام كه جانب حق و حقيقت واللّه است را گرفته و جان خود را در راه او نثار نمايد."

 

++منبع: پایگاه اطلاع رسانی استاد حسین انصاریان ++



+کاربردی نوشت:

"تادب مناسب" در کلام مقام معظم رهبری:

"حالا يك وقت هست كه مثل اين گزارشگران ورزشى كه طرفشان هركسى باشد، او را به‌صورت

مفرد خطاب مى‌كنند؛ جمع خطاب نمى‌كنند؛ مثلاً با فلان قهرمان سنگين وزن كشتى

با صدوبيست كيلو وزن هم كه حرف مى‌زنند، «تو» مى‌گويند؛ با آن جوان كوچولو هم كه حرف

مى‌زنند، «تو» مى‌گويند - حالا من نمى‌دانم اين از كجا آمده؛ اما به‌هرحال رسم شده است؛

- حرفى هم نيست -

اما شما كه با همه آن‌طورى حرف نمى‌زنيد؛ مثلاً به يك خانم دكتر كه مى‌رسيد، با احترام حرف

مى‌زنيد؛ به يك دانشجوى سال سوم كه مى‌رسيد، با احترام حرف مى‌زنيد؛ اما به يك شوفر

تاكسى كه مى‌رسيد، مى‌گوييد: «تو»! اين‌كه نمى‌شود. بايد تأدب مناسب را رعايت كرد؛ ببينيد

ادب مناسب چيست. البته نمى‌خواهم بگويم كه به همه بگوييد «حضرت‌عالى، جناب‌عالى، ما

خدمت شما رسيديم» و تعبيرات تعارف‌آميز بيخودى به كار ببريد؛ نه، تأدب مناسب را رعايت كنيد."

 

++منبع: بيانات در ديدار اعضاى گروه اجتماعى صداى جمهورى اسلامى ايران‌   29/11/1370 ++

 

+تعریف نوشت:

تعریف کامل ادب:

"ادب، حدّشناسی، قملرودانی و نگاهداشت جایگاه و حد خویشتن است که بر معرفت نفس و

معرفت ربّ استوار می باشد."

علامه طباطبایی:

"ادب، هیأت زیبا و پسندیده ای است که سزاوار است هر عمل مشروعی، چه دینی باشد مثل

آداب دعا و چه عقلی باشد مانند دیدار دوستان بر اساس آن انجام پذیرد. به تعبیر دیگر ادب عبارت

است از ظرافت عمل و عمل ظریف، عملی است که اولاً مشروع بوده و منع تحریمی نداشته باشد؛

پس در ظلم و دروغ و خیانت و کارهای قبیح، ادب معنا ندارد. ثانیا اختیاری باشد؛ یعنی شخص با

اختیار و آگاهی خویش، آن را به صورتی محقق نماید که مصداق ادب باشد مثل آداب غذا خوردن،

آداب نماز، آداب دعا و... که اسلام مشخص کرده است و در آموزه های اسلامی مندرج است."

علامه حسن زاده:

"ادب یعنی نگاهداشت حدّ هر چیز"

 

++منبع: فصلنامه رواق اندیشه/ شماره/38  عاشورا؛ تجلی ادب‌رحمانی/ رودگر، محمدجواد ++

 

+نکته نوشت:

نکته اخلاقی درباره ی ادب از زبان آیت الله مجتبی تهرانی:

"اگر بخواهی دیگران را مؤدّب کنی باید قبل از آن خودت مودّب به آداب الهی شوی یعنی باید

کارهایی که می خواهی انجام دهی خداپسندانه و مورد رضای الهی باشد. این را می گویند:

"حسن ادب"

 

++منبع: پایگاه اطلاع رسانی حوزه ++



+کتاب نوشت:

نکته ی اخلاقی زیبا از استاد حسین انصاریان در باره ی "ادب در برابر پروردگار"

"زمين، خانه معشوق است. دريا، صحرا، ابر، باد و باران، همه ابزار معشوق براى توليد خير براى

انسان هستند، همه دو ادب را رعايت می‌‏كنند؛ يك ادب اين كه حرف خالق را گوش می‌‏دهند و

ادب ديگر اين كه خود را براى تو خرج می‌كنند، اما تو دارى خرج چه كسى می‌شوى؟ "

 

++ منبع: کتاب چهره ملكوتى يوسف عليه السلام  ص 114 ++



+کلیپ نوشت:

رعایت ادب در امر به معروف و نهی از منکر از زبان دکتر دولتی:

"اینکه ما نهی از منکر میکنیم، نه اینکه طرف را له کنیم یا ضایع کنیم

بلکه وظیفمونو انجام بدیم. در امر به معروف نه اینکه طرف را تحقیر کنید{بلکه وظیفمونو

انجام بدیم}

{مثلا} نمازشو غلط داره میخونه، با ادب و احترام {میگیم} سلام، خدا خیرتون بده، قبول باشه

من دیدم شما نماز میخونین دستتون رو درست نمیزارین زمین

 مثل اینکه حکم اینه که دست باید کف اش زمین باشد، ببخشید من جسارت کردم

نه اینکه برم بگم آخه این نمازه تو میخونی!

مگه یکی از شرایط امر به معروف و نهی از منکر احتمال اثر نیست

شما همه اش به طرف نگاه نکنید که آیا احتمال اثر وجود دارد یا نه

یک بار هم به خودتون نگاه کنید. آیا طوری میگویید که اثر کند؟

آیا {تا به حال} هدیه خریدی که تو اون هدیه یک کاغذ بنویسی و بگید  فلانی جسارته، من

دیدم گاهی شما تو جمع راجع به یکی بد میگویید. و بعد بهش کادو بدید؟

بهترین برادرهای من کسانی هستند که عیوب من را نه اینکه به من بدهند بلکه "هدیه"

بدهند. شما {با چه آدابی} چطوری هدیه میدهی؟ "

 

++منبع: متن پیاده شده از کلیپ ++



+شعر نوشت:

بی ادب در شعر مولانا و اشاره ی به قصه ی قوم بی ادب در قرآن:

از  خدا   جوییم   توفیق    ادب                                        بی ادب  محروم  ماند از لطف  ربّ

بی‌ادب تنها نه خود را داشت بد                                       بلکه    آتش   بر   همه    آفاق  زد

در میان قوم موسی   چند کس                                       بی ادب   گفتند کو  سیر  و عدس

منقطع‌شد خوان و نان ازآسمان                                       ماند  رنج  زرع  و  بیل و  داسشان

هرکه بی‌باکی کند درراه دوست                                       رهزن  مردان  شد   و نامرد  اوست"


-----------------------------------------------------

پی نوشت

+ اولین "پی" نوشت پستهام هست. میلی به "پی" نوشتن نبود، اما این بار در پی حال و روز این روزهایم مینویسم

تا یادم بماند....

 شاید بعدترها ناچیزی دنیا رو واضح تر و ملموس تر درک کنم

+خوشا به روزهای امید و خوش گذشته ام و بدا به حال یاس و ناخوش امروزم. سخت می‌گذرد....

امیدوارم تلخی این روزهایم بزرگم کند ... هرچند باز،  اختلاف و فاصله همان است!!

+ قبل و بعدش کلی حرف بود، حیف به هنگامش هرچه کردم زبان باز نشد..... ترسیدم بشکند، این بغض چند

ماهه....

+ چند روز بعد توفیق بشه، ایشاللا زائر خورشید طوسم. تو این مدت خیلی اصرارش کردم. میرم تا از باب الجوادش

وارد رحمتش بشم، در انقلابش قدم زنان منقلب بشم، در کوثرش عهد ببندم و در دار الاجابه اش جبین بر خاک

انقدر "بفاطمه" گویمش تا چاره ای به حالم کند...

+ مهربانا!

به خاطر خودت خواستم و به خاطر خودت اصرار کردم و به خاطر خودت دست کشیدم...

به خودت قسم، یا چاره ای کن و یا خلاصم کن از این برزخ...


+دلم از روزگار خسته شده/مثل آئینه ای شکسته شده/هرکجا در زدم ردم کردند/ دربها وا نگشته بسته شده...

دل شکسته قیمتی تره، آره/ صدای بهتری داره/ خدا ببین چقدر، دلم شکسته.... بیا و مهربونی کن.....